۱۳۸۸ آبان ۱۹, سه‌شنبه


فکر میکنم برای شما هم پیش آمده که گاهی در استفاده از کلمه های مشابه دچار تردید شوید!؟
مثلا ازدواج و پیوند؛
من فکر میکنم ازدواج کلمةرایج تر از پیوند است اما پیوند وسیع تر و انسانی تر از ازدواج است .
درهای ازدواج از دالان یک فرهنگ سنتی _مذهبی میگذرد تا به باغ هستی و خوشبختی برسد
درهای پیوند ,اما بی واسطه , مشرف به باغ سعادت و خوشبختی ست .
ازدواج بیشتر بار سنتی دارد, پیوند بار انسانی !
نظر شما چیست ؟

۱۳۸۸ آبان ۱۶, شنبه

۱۳۸۸ آبان ۱۴, پنجشنبه


سیزده آبان.قدمی دیگر فراتراز خط  قرمزنظام
اما عزیزان
 نه با ماست و نه با کس دیکری . او با نفت است obama

۱۳۸۸ آبان ۱۲, سه‌شنبه

شعرى از پابلو نرودا


ترجمه از احمد شاملو







به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی

اگر سفر نكنی،

اگر كتابی نخوانی،

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،

اگر از خودت قدردانی نكنی.



به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی

زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،

وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.



به آرامي آغاز به مردن مي‌كنی

اگر برده‏ی عادات خود شوی،

اگر هميشه از يك راه تكراری بروی …

اگر روزمرّگی را تغيير ندهی

اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی،

يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.



تو به آرامی آغاز به مردن مي‏كنی

اگر از شور و حرارت،

از احساسات سركش،

و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،

و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند،

دوری كنی . .. .،



تو به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی

اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی،

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،

اگر ورای روياها نروی،

اگر به خودت اجازه ندهی

كه حداقل يك بار در تمام زندگي‏ات

ورای مصلحت‌انديشی بروی . . .

-

امروز زندگی را آغاز كن!

امروز مخاطره كن!

امروز كاری كن!

نگذار كه به آرامی بميری!

شادی را فراموش نكن!